الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

52

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

اكثر سخنان امام ( ع ) » . همچنين در ذيل خطبهء 16 مىگويد : « در اين سخن كه از نزديكترين سخنان به حقيقت فصاحت است لطايفى نهفته شده كه هيچ يك از سخن‌سنجان به پاى آن نمىرسد و بيش از آنچه كه ما از آن به شگفتى فرو مىرويم ، شگفتى از آن به تعجّب مىآيد ! بعلاوه در آن ريزه‌كاريهايى از فصاحت است كه نه زبان قادر به شرح آن است و نه هيچ انسانى مىتواند به عمق آن برسد و نه آنچه را من مىگويم ، جز آنان كه در فصاحت پيشگام و ريشه دارند مىتوانند درك كنند ( آرى ) « و ما يعقلها إلّا العالمون ، جز دانشمندان آن را درك نمىكنند » . در ذيل خطبهء معروف شقشقيّه نيز سخنى از « ابن عباس » مفسّر و محدّث معروف نقل شده كه شدّت مجذوب شدن او را در برابر اين خطبه نشان مىدهد ، مىگويد : « فو اللّه ما أسفت على كلام قطّ كأسفى على هذا الكلام أن لا يكون أمير المؤمنين ( ع ) بلغ منه حيث أراد ، به خدا سوگند هيچ گاه بر سخنى همچون اين گفتار تأسف نخوردم كه ( ناتمام ماند و ) امام امير المؤمنين ( ع ) به آنجا كه مىخواست نرسيد ( و مرد مزاحمى با نامه‌اى كه بىموقع به دست آن حضرت داد توجّه او را به خود جلب كرد و از ادامهء خطبه باز داشت ) » . اين سخن را با كلامى از « محقّق خويى » در منهاج البراعة و سخنى از « ابن أبى الحديد » پايان مىدهيم ، آنجا كه مىگويد : « هيچ سخنى را با كلام على ( ع ) نمىتوان از نظر نظم گفتار با عظمت محتوا مقايسه كرد ، او يكّه تاز اين ميدان است و سخنورى است كه با بيانش خشم و اضطراب فرو مىنشيند و دريايى است كه جواهراتش را به ساحل پرتاب مىكند و بر دلها حكومت كرده آنها را به پيروى از اوامر و نواهى خود مىكشاند . تشويقهاى آن ، دليل و راهنماى نيكيهاست و با تازيانهء سخنان ترسانندهء خود ، از منكرات باز مىدارد . پس سزاوار است كه سخنش پيشواى سخنان باشد همان گونه كه خودش امام و پيشواى خلق است